DON’T CRY NOW
May 31, 2008
از آن فصل های کش دار زندگی ست،از آن هایی که منتظری، کسی بیاید، چیزی برسد، جایی بروی، بروی تا از افسونی رها شوی، تا بعد ببینی می خواهی چه کنی با این زندگی ای که روی دستت مانده . بعد تازه تابستان هم می رسد با آن داغی بیچارگی اش .
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment