خیالباف درونم می گوید کاش زمان به عقب برمی گشت.
بدجنس درونم می پرسد به کی برمی گشت، دقیقا بگو دوست داشتی کی بود؟
آخر می دانید این بار هزارم است که خیالباف درونم چنین می خواهد، اما هیچ وقت نمی داند دقیقا دلش کی و کجا را می خواهد.
بعد که این بدجنس درونم می پرسد کی؟ نمی داند، ناراحت می شود، چیزی نمی گوید و می رود گوشه ای کز می کند. اما این بار می داند، دیشب به فکرش رسید...
از جایی بر می گشتم، آنجا ایستاده بود و چیزی می خورد، به گمانم...
حرفی را که می خواست بگوید، گفت اما من ...
بدجنس درونم می پرسد به کی برمی گشت، دقیقا بگو دوست داشتی کی بود؟
آخر می دانید این بار هزارم است که خیالباف درونم چنین می خواهد، اما هیچ وقت نمی داند دقیقا دلش کی و کجا را می خواهد.
بعد که این بدجنس درونم می پرسد کی؟ نمی داند، ناراحت می شود، چیزی نمی گوید و می رود گوشه ای کز می کند. اما این بار می داند، دیشب به فکرش رسید...
از جایی بر می گشتم، آنجا ایستاده بود و چیزی می خورد، به گمانم...
حرفی را که می خواست بگوید، گفت اما من ...
No comments:
Post a Comment