December 24, 2008

گاهی خوابش را می بینم، چند روزی بهش فکر می کنم، و بعد از یادم می رود تا دوباره خوابش را ببینم...
در بیداری زیاد با هم همکلام نشده ایم، که حالا به نظرم عجیب می آید، مگر نه اینکه گوشه چشمی بهم داشتیم ...
در خواب هم همین طور است، با هم حرف نمی زنیم، فقط می بینم که جایی نشسته، یا نیست و من منتظرش هستم که بیاید، می آید اما حرفی نمی زنیم.

1 comment:

نیلی said...

در قصه ها و فیلم ها همیشه آدم ها در خواب ها به آرزویشان می رسند. در خواب های من هیچ وقت هیچ چیز از واقعیت جلوتر نمی ره. در نهایت جزئیات واقعیت رو برام باز می کنه